X
تبلیغات
رایتل

چگونه در زندگی زناشویی موفق شویم

یکشنبه 1 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 15:14
چگونه در زندگی زناشویی موفق شویم

همه می گویند ازدواج مثل هندوانه است. به شرط چاقو هم درکار نیست. اما امروزه از چیزهایی نام می برند که به دوام ازدواج کمک می کند. دوام نهاد خانواده که این روزها به خاطر توقعات زیاد ما گاهی...

همه می گویند ازدواج مثل هندوانه است. به شرط چاقو هم درکار نیست. اما امروزه از چیزهایی نام می برند که به دوام ازدواج کمک می کند. دوام نهاد خانواده که این روزها به خاطر توقعات زیاد ما گاهی متزلزل می شود؛ از ماست که بر ماست. حالا ما می توانیم با نگاهی مختصر به آن چیزهایی که به خانواده مان انسجام می دهد، شرایط بهتری را برای رسیدن به آرامش مهیا کنیم.

ازدواج موفق بستگی به عوامل مختلفی دارد که خیلی از آنها را باید در دوران نامزدی ) قبل از ازدواج( ارزیابی کرد. عوامل دیگری نیز در موفقیت زندگی زناشویی موثر است که می توان آنها را بعد از ازدواج شناخت.

در ازدواج، توانایی سازش دایمی با شرایط گوناگون که ممکن است متغیر هم باشد و از خودگذشتگی فراوان لازم است اما اگر زن و مرد قبل از ازدواج با یکدیگر توافق بیشتری داشته باشند، امکان سازش بعدی بیشتر خواهد بود. مهمترین عوامل توافق در ازدواج عبارت اند از: رشد عاطفی و فکری، تشابه علایق و طرز تفکر، تشابه مذهبی، تشابه تحصیلی و طبقاتی، تشابه طرز فکر نسبت به امور جنسی، تشابه علاقه به زندگی و سرعت عمل در کارها، رابطه با خانواده زن و شوهر.

مهمترین عامل موفقیت ازدواج

مهمترین عامل موفقیت در زندگی زناشویی، رشد عاطفی و فکری است البته درجه رشد عاطفی و فکری تنها بستگی به سن ندارد بلکه سن روانی، اجتماعی و عاطفی و سن جسمانی همه از عوامل موثر در رشد عاطفی است.

رشد جسمانی نیز عامل مهمی در آمادگی و در نهایت دوام ازدواج است. مساله دیگری که از لحاظ بهداشت روانی قابل ملاحظه است اینکه آیا در ازدواج اختلاف هوش و معلومات سبب بروز اختلافات زناشویی خواهد شد یا خیر؟

شخصی که از لحاظ اجتماعی رشد کرده است، روابط اجتماعی را بهتر درک می کند. او می داند چگونه با دیگران، به خصوص خانواده و همکارانش سازش کند. او درک می کند که انتظارات اجتماع از او چیست و تا اندازه زیادی قادر است خود را با این توقعات تطبیق دهد. همچنین او آماده قبول مسوولیت است و نسبت به محدودیتهای خود آگاهی دارد.

رشد عاطفی، کی و چقدر؟

یکی ا ز مهمترین عوامل رشد، مقدار و چگونگی رشد عاطفی است. مثلا شخص ممکن است 30 یا 40 سال عمر کرده باشد ولی از لحاظ رشد عاطفی عقب مانده محسوب شود. چنین شخصی قدرت کنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتیجه زندگی زناشویی او مختل می شود.

شخصی که رشد عاطفی کرده است، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشکلات زندگی نظریه واقع بینانه ای دارد. او دارای فلسفه زندگی معینی است که بر اساس آن می تواند از بحرانهای دایمی زندگی جلوگیری کند.

او به پیشرفتهای فعلی خود متکی است و زیاد به گذشته خود، هر چند هم با شکوه بوده باشد، اتکا ندارد. در ضمن به مطالبی از قبیل امور جنسی ، عشق، ازدواج و تربیت کودک نگاه روشنی دارد.

مثلث عشق و آقای اشتنبرگ

با تمام این حر فها، امروز دانشمندان به این نقطه رسید هاند که »اگر عشق و احساسات قابل اتکا نیستند پس چه چیز قابل اتکا است؟ « یعنی چه چیزهایی باید وجود داشته باشد تا عشق افراد پایدار بماند.

ابتدا نظریه ای شکل گرفت که اگر برخی شباهتهای اولیه بین افراد وجود داشته باشد صمیمیت و رفاقت بیشتری بین آنان به وجود می آید که می تواند ازدواج موفق را تضمین کند اما تجربه نشان داد که این اتفاق هم نمی افتد.

آقای اشتنبرگ که مثلث عشق را ارایه کرده بود به این نتیجه رسید که خیلی از طلا قها، برخلاف انتظار، در مواردی اتفاق می افتد که انتخاب اولیه اشتباه نبوده است. یعنی افراد در ابتدای ازدواج، شباهتهایی به هم داشته اند اما پس از ازدواج تغییر کرده اند.

پس خیلی وقتها مشکل اینجاست که آدمها تغییر می کنند اما با هم تغییر نمی کنند: در دو مسیر یا با سرعتهای متفاوتی تغییر می کنند. پس حالا این سوال به وجود می آید که »اگر شباهت اولیه هم ضامن صمیمیت نیست پس چه چیز می تواند صمیمیت و رفاقت درازمدت بین زو جها را تضمین کند؟ «

هوش عاطفی ات را به کار بینداز!

پژوهشهای زیادی نشان داده اند که هوش عاطفی یکی از مهمترین عوامل موفقیت ازدواج است. هوش عاطفی نوعی از هوش است که به ما کمک می کند به احساساتمان آگاه باشیم. بتوانیم عواطفمان را خوب بیان کنیم. آنها را خوب کنترل و هدایت کنیم. ظرفیتهای خودمان رابشناسیم و در مجموع یک حس مثبت کلی نسبت به خودمان داشته باشیم.

از طرف دیگر بتوانیم عواطف فرد مقابلمان را درک کنیم و نسبت به آن واکنش اجتماعی یا بین فردی مناسب داشته باشیم. هوش عاطفی به ما کمک می کند که وقتی دچار تعارض در احساساتمان می شویم، فرو نریزیم وبتوانیم به عنوان مساله ای معمولی حلش کنیم.

این نوع هوش، یک چیز ذاتی نیست و در شرایط محیطی شکل می گیرد و در میان تمام عوامل موثر در موفقیت در ازدواج، کلیدیترین نقش را دارد. اگر دو طرف دارای هوش عاطفی بالایی باشند می توانند بفهمند که چه طور همراه و همگام با تغییر احساسات و عواطف یکدیگر تغییر کنند تا زندگیشان به رشد و صمیمیت بیشتری منجر شود.

یک تحقیق وطنی

پژوهشی نیز در دانشگاه علوم بهزیستی و توا نبخشی صورت گرفته است که به بررسی عوامل موثر در استحکام و انسجام خانواده می پردازد. این تحقیق می تواند فرا روی جوانانی که در آستانه ازدواج هستند، قرار گیرد و می تواند به عنوان الگویی برای آنان باشد تا معیارهای آن را مدنظر قرار دهند و در زندگی زناشویی خود کمتر دچار مشکل شوند.

هدف کلی این طرح، تعیین معیارها و عوامل انسجام در خانواده است و اهداف ویژه این طرح شامل شناخت روشها والگوهای مناسب خانوادگی، شناخت عوامل موثر در پیدایش مهر و محبت بین زوجین و بررسی میزان موفقیت و معیارهای انتخاب همسر است. در این تحقیق مشخص شد، خانواده سالم و موفق مجموعه ای است که در آن همه اعضا موفق هستند و همه مناسبات میان افراد آن روال طبیعی و موفق دارد. خانواده مکانی است که نیازهای احساسی و عاطفی همه اعضای خود را تامین می کند.

مواردی که برای انسجام یک خانواده ضرورت دارد عبارت اند از: آشنایی و شناخت قبل از تشیکل زندگی مشترک، درک متقابل زوجین از همدیگر، عشق و علاقه طرفین نسبت به همدیگر، عدم دخالت دیگران، قرار داشتن در یک سطح اجتماعی، منطقی بودن و استدلالهای صحیح، تفاهم اخلاقی زوجین، تشابه اعتقادات، احترامگذاری به عقاید و نظرات یکدیگر، صداقت و درستی قبل از تشیکل زندگی مشترک و بعد از آن .

برقراری ارتباط و گفتگو یکی از اصلی ترین عوامل موفقیت در ازدواج است. بدون برخورد و مکالمه درست، اختلافات و جرو بحثها به مشکلات بسیار بزرگی تبدیل می شوند. اگر یکی از طرفین یا هر دو آنها فاقد مهارتهای ارتباطی باشد، حل مشکلات بسیار دشوار خواهد شد چون زن و مرد قادر نخواهند بود نقطه نظرات و حرفهای همدیگر را به درستی بفهمند و درک کنند.

مشکل مالی

اگر یکی از طرفین ازدواج، خود را در مسایل مادی غرق کند، قادر نخواهد بود به جنبه های دیگر ازدواج نیز توجه داشته باشد. این رفتار مسامحه کارانه باعث خواهد شد که طرف دیگر احساس کند مورد بی تفاوتی و بی توجهی همسر خود قرار گرفته است که ویرانگر خواهد بود.

ازدوا جهای مصلحتی

محیط و شرایط پیرامون ازدواج نیز گاهی ممکن است باعث دوام یا شکست ازدواج شود. ازدواجهای مصلحتی، ازدواج سالمی نیست. وقتی تصمیم ازدواج بر مبنای چیزی جز عشق واقعی باشد، حالت معامله به خود می گیرد.

یکی از نمونه های این نوع ازدواج، ازدواجهایی است که طرفین به خاطر فشاری که از طرف خانواده یا دوستان و اطرافیان متحمل می شوند، تن به آن می دهند یا برخی دیگر که به خاطر صاحب فرزند شدن ازدواج میکنند‌.

هیچ یک از این دلایل نمی تواند دلیل سالم و صحیح برای ازدواج باشد و احتمال جدایی و اختلاف بیشتر خواهد شد. یکی دیگر از این عوامل محیطی ازدواج کردن در سنین پایین است البته سن ازدواج به خود فرد و آمادگی های او بستگی دارد اما اکثریت اعتقاد دارند که ازدواج در نوجوانی صحیح نیست.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد